على محمدى خراسانى
52
شرح مكاسب (فارسى)
نشسته ، مشغول حل معضلات فقهى و اصولى است و در مدت كوتاهى شخصيتهاى گرانقدرى از قبيل سيد شيرازىها و محقق رشتىها و ميرزاى آشتيانيها و مرحوم مامقانىها و محقق خراسانيها را تحويل جهان علم و فقه مىدهد . امّا در كنار اينها از انجام نوافل و زيارتهاى مستحبه نيز غافل نيست و در هر مناسبتى به زيارت سيد الشهداء مىشتابد . منقول است كه شيخ مرتب الفيه ابن مالك را از حفظ مىخواند تا سلطهاش به قواعد ادبيات همچنان باقى و برقرار باشد ، سبحان اللّه و اللّه اكبر از اين همه عظمت و شگفتى كه در يك انسان جمع مىشود . عاش سعيدا و مات سعيدا . 5 - پارهاى از اخلاقيات شيخ اعظم پانزده سال تمام زعامت دينى و علمى شيخ اعظم به درازا مىكشد ، ولى در تمام اين مدت هيچ امرى از امور مادى و دنيوى همت مردانه و فكر بلند شيخ را به خود مشغول نمىدارد . شيخ نه از ديدن آن همه طلاها و نقرهها شادمان مىشود و نه دراهم و دنانير او را به وجد مىآورد و نه براى آيندهء خود و اولادش اندوختهاى دارد و نه اقبال مردمان او را مغرور مىسازد . بلكه با همهء اينها همانند مسافرى در اين جهان زندگى كرد و سبكبال پرواز كرد كه به قول على عليه السّلام نجى المخففون يعنى سبكبالان نجات پيدا مىكنند . زندگى شيخ بىنهايت ساده بود اگر مفهوم والاى زهد و قناعت و وارستگى و بىاعتنائى به زخارف دنيا مجسم شود هر آينه به صورت شيخ اعظم ظاهر خواهد شد .